اقتصاد یا ابتذال: دروغ بگوئید ثواب دارد!

  • پرینت
.

  می گویند با گذشت زمان رفتار،عادات ومنش افراد در ارتباط با رشته اشتغال آنها تاثیرپذیرمی شود. مثلاً اگر شما نظامی هستید نظم و انضباط نظامی اندک اندک در رفتار و اعمالتان تقویت می شود، یا اگر طبیب هستید اجتناب از میکروب و شستن دست و دیگر مسائلی که با سلامتی و بهداشت ارتباط مستقیم دارد بیشتر مورد توجه شما قرار می گیرد. از قرار معلوم اساتید دانشگاهی هم از این قاعده کلی مستثنی نیستند وبنا برروایت "اهل بیتشان" عادت دارند حتی در خانه نیز گاهی همان رفتار معلم گونه امر و نهی خود را ادامه دهند (غافل از آنکه در این زمانه دیگر کسی حتی در مدرسه هم امر و نهی نمیکند!). اما این درست است که نوع کار و حرفه در رفتارانسانها، چه بد وچه خوب تاثیر گذار است. مثلا اگر حرفه کسی دلالی و کارچاقکنی باشد دیر یا زود آثارآن در رفتارش قابل تشخیص خواهدبود. فرانسویان برای این مطلب نامی ابداع کرده اند و آن را (Defaut Professionnel) می نامند. این مقدمه نسبتا طولانی را بدان منظورمطرح کردم که نشان دهم زمانی که آخوند منبری بر کرسی حکومت می نشیند باید در انتظار چه نوع رفتاری باشیم. آخوند و روضه خوان بی شباهت به هنرپیشه تئاتر نیست( امیدوارم این تشبیه حمل بر جسارت بر هنرپیشگان نشود). یک هنرپیشه در صحنه از تمام امکانات استفاده می کند تا بتواند بیننده را تحت تأثیر کلام و رفتار خود قرار دهد و نتیجه مطلوب را به دست آورد، مثلاً اگر نمایشنامه تراژدی است هدف اوگریاندن است، اگرنقشش کمدی و فکاهی باشد شما را خواهد خنداند.

آخوندها هم از انواع عقب افتاده بازیگران نمایشنامه های ملالت بار و کسالت آورند. هدف آنها گریاندن مردم است . هزار داستان بی پایه می سازند تا روضه شان" گرمتر" شود. هرکس حتی یکبارهم که درمجلس روضه نشسته باشد به خوبی احساس می کند که مسأله حقیقت و واقعیت برای روضه خوانی که بالای منبر نشسته است از هیچگونه اهمیتی برخوردار نیست . هدف او مشخص است، او می خواهد آنقدر اغراق کند، داستان بسازد، گزافه گوئی کند تا مستمع مستعد خود را بگریاند.

وای از زمانی که آخوند حاکم شود

زمانی که آخوند و روضه خوان حاکم می شود دلیلی برای تغییرنحوه رفتارش وجود ندارد. در صحنه سیاست و مملکت داری هم روضه خوان های حاکم کماکان عادات، وشگردهای حرفه ای خود را که دروغگوئی ماده اولیه آنست ادامه خواهند داد. میان دنیای مجازی صحرای کربلا و آمارو واقعیتهای اقتصادی وسیاسی کشور تفاوتی قائل نمی شوند.بدون هیچگونه دغدغه وجدان حقایق را آنگونه که دلخواهشان است تعریف و تحریف می کنند. عادت دارند برای رسیدن به نتیجه مطلوب از هر وسیله ای استفاده کنند.

بیانات مشعشعانه "رهبر معظم انقلاب" در یک دیدار خصوصی با اعضای هیأت رئیسه اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران روز سه شنبه این هفته یک نمونه بارز از این مدعی است. رهبر معظم می فرمایند : " اولین شرط موفقیت در جهاد اقتصادی برآورد درست و امید آفرین از شرایط کشور و ارائه آن به افکار عمومی است" یعنی اگر شما مطالب را به قول ایشان با "برآورد درست و امید آفرین" عرضه کنید جهاد اقتصادی موفق شده است. شاید در حق این نابغه جهان امروزبی انصافی صورت گرفته است. نکند آقای خامنه ای راه حل همه مسائل اقتصادی را کشف کرده است و کسی نیست که جایزه نوبل در اقتصاد را دو دستی به ایشان تقدیم کند. زیرا موفق به کشف این راز شده اند که مهمترین عامل حل مسائل اقتصادی نه سرمایه گذاری است و نه تکنولوژی و نه دانش وپژوهش. در واقع رمز وکلید کار در" برآورد درست و امید آفرین" از شرایط کشور است. شما به مردم بگویید اوضاع اقتصادی خوب است، نتایج درخشان است و جهاد اقتصادی موفق شده است و دیگر نگران چیزی نباشید. درست مانند همان روضه خوان پنج ریالی که از منزلی به منزل دیگر می دوید، تا ده ها باردر روز امام حسین را به انحاءگوناگون به شهادت برساند. اونگران گزافه گوئی ویا جعل وقایع تاریخی نبود.

اکنون هم که آخوند منبری رئیس و دیکتاتور ایران شده است نیازی نمی بیند که نگران کسر بودجه مملکت باشد و یااز عدم توازن بیلان واردات و صادرات کشور ابراز نگرانی کند ویا ازعدم سرمایه گذاری در صنایع نفت و گازکشورشکوه کند. اومی گوید به مردم تلقین کنید که همه چیز درست است و اگر شما این مطلب را به اندازه کافی تکرار کنید همه چیز درست خواهد شد و مردم هم راضی خواهند بود. این است سرانجام حکومت آخوند بر یک کشور پهناور ویک ملت بزرگ. مجیزخوان ها و بادمجان دور قاب چین های رژیم هم با تأیید و تأکید بر این سخنان اعلام می کنند که پاسخ مورد نیاز خود را از رهبر معظم دریافت کرده اند. سید علا میر محمد صادقی مشاور عالی رئیس اتاق بازرگانی به خبرگزاری مهر می گوید دیدار با مقام معظم رهبری برای ما فرصتی بود تا هم رهنمود های ایشان را دریافت و هم درد دل های خود را مطرح کنیم. او می افزاید: " ایشان در این دیدار از اهمیت جهاد اقتصادی سخن گفتند و تأکید کردند، در سال جهاد اقتصادی نباید سیاه کاری شود و واقعیت های اقتصادی کشوربازگو شود." بسیار جالب است. ایشان اذعان می کنند که بازگو کردن واقعیت های کشور "سیاه نمایی" است و تأکید می کند که در سال جهاد اقتصادی نباید سیاه کاری شود و واقعیت های اقتصادی بازگو گردد. معنی آن این است که باید دروغ گفته شود. این گزارش رسمی خبرگزاری دولتی ایران است و رسماً اعلام می کند که بازگو کردن واقعیت های اقتصادی کشور سیاه نمایی است. زمانی که اقتصاد مملکت از هر نظر در ورطه ورشکستگی وشکست و احتمالاً فروپاشی کامل قرار دارد این آقایان می خواهند با حرف و ارائه یک صحنه دروغین مردم را سرگرم کنند.

همه را نمیشود برای همیشه فریب داد

متأسفانه، البته برای حضرات،لااقل در دو رشته یعنی جنگ و اقتصاد دروغ و تزویرحکومتی چاره ساز نیست. شاید در سیاست و یا در حکومت بشود موقتاً واقعیات را متفاوت نشان داد اما به قول آبراهام لینکلن همه رامی توان برای مدتی فریب داد، وجمعی را برای همیشه، اما همه را نمی شود برای همیشه فریب داد. در جنگ و اقتصاد امکان فریب مداوم وجود ندارد.همچنان که دیدیم در دوران جنگ هشت ساله با عراق هرروز آقایان یک قدم به قدس نزدیکتر می شدند تا روزی که سر انجام در آستانه شکست جام زهررا سرکشیدند. اگر با حرف می شد در جنگ پیروز شد هنوز هیتلر بر آلمان حکمروایی می کرد. اگر مشکلات اقتصادی با حرف و دوز و کلک قابل حل بود امپراطوری عظیم اتحاد جماهیر شوروی با این فضاحت سقوط نمی کرد و هنوز نیمی از جهان در حیطه اقتدار کاخ نشینان کرملین قرار داشت.

واقعیت های دنیای حقیقی با افسانه پردازی در عوالم مجازی بسیار متفاوت هستند. آقای خامنه ای از موفقیت های اقتصادی -که از هیچکدام نام نمی برد- سخن می گوید و می خواهد بر آنها تأکید کند در حالی که هرروز آثار و علائم شکست بحران آمیز سیاست های اقتصادی حکومت حتی در روزنامه ها و رسانه های خودشان بیش از پیش منعکس می شود.

بر مبنای خبر رادیو دویچه وله آلمان، عزت الله یوسفیان ملا نماینده آمل و لاریجان و عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی در روزهشت تیرماه امسال چنین می گوید :" در حال حاضر هرروز شانزده هزار چک برگشت می خورد و سی دو هزار نفربه عنوان بستانکار و بدهکار با مشکل اقتصادی روبه رو می شوند. در یک سال تعداد چک های برگشتی به پنج میلیون و هشتصد و چهل هزار فقره رسیده است، یعنی در سه ماه اول سال هزاروسیصد ونود، چک های برگشتی تقریباً مساوی با تمام چک های برگشتی سال هزاروسیصدوهشتادونه است. او می افزاید : " شاخص اعتماد در بازارها کاهش یافته است". اما جالب است که گناه این کار را حکومت به گردن بانک ها می اندازند و می گوید برگشت چک ها تقصیر بانک ها و سیستم بانکداری است! او مسؤلیت ناپذیری بانک ها را در برابر نظام اقتصادی کشور مسبب این مشکلات می داند در تفسیرایشان دلیل اصلی وواقعی برگشت خوردن چک هاکه رکود بی سابقه اقتصادی وتورم درکشور نا دیده گرفته میشود. در عوض این نماینده مجلس اسلامی بانک ها رامتهم می کند که "در دادن دسته چک به مشتریان دقت لازم را به عمل نمی آورند..... بانک ها تنها به منافع خود فکر می کنند وبه سلامت اقتصادی کشور و مشکلاتی که برگشت خوردن چک ها به وجود می آورد توجه ندارند." همین گزارش می افزاید بر اساس آمارهایی که پیش از این منتشر شده در سال گذشته از مجموع چهل ونه میلیون چک صادره در ایران پنج میلیون و نهصد هزار برگشت خورده است و جمع چک های برگشتی به حدود بیست و نه هزار میلیارد تومان ( نزدیک به سی میلیارد دلار) است.

یکی دیگر از ترفند های بی پایه و اساس این رژیم حذف چهار صفر از پول کشوراست. این گونه اقدامات زمانی سودمند است که بخشی از یک برنامه اقتصادی مدون و اساسی باشد، اگر نه حذف صفراز پول کشوربه تنهائی هیچ نتیجه ای درمبارزه با تورم نخواهد داشت. نباید فراموش کرد که نتیجه حذف صفر و یا هر نوع تغییر پول به واحد های بزرگتر در دنیای امروز بیشتر تورم زا بوده است تا عاملی مؤثر در کاهش تورم. مثلاً زمانی که در اروپا واحد پول های ملی به یورو تبدیل شد همه احساس کردند که قیمت ها به طرز وحشتناکی افزایش یافته است. به عنوان نمونه در کشور فرانسه در مدت بسیار کوتاهی تقریباً هرچه به بهای فرانک فروخته می شد کم و بیش تبدیل به همان مقدار یورو شد مثلاً اگر قهوه یک یا دو فرانک بود دیری نپایید که آن را به یک و یا دو یورو می فروختند، در حالیکه در مورد فرانسه یک یورو تقریباً نزدیک به هفت برابر یک فرانک از ارزش پولی باید برخوردار باشد. این حکومت گمان می برد با کتمان حقایق و سعی در گمراه کردن مردم خواهد توانست همچنان به چپاول و ویرانی کشور ادامه دهد. نشریه معتبر «میدل ایست سوروی» در شماره یازدهم ژوئیه خود گزارش داده است که همزمان با افزایش روز افزون هزینه زندگی در ایران، دولت احمدی نژاد انتشارآمارمربوط به نرخ تورم را توسط بانک مرکزی ایران ممنوع اعلام کرده و مسئولیت این کاربه یک سازمان جدید التأسیس وابسته به نهاد ریاست جمهوری بنام "شورایعالی آمار" انتقال داده شده است. بی گمان به مناسبت کشف این شیوه ابتکاری مبارزه با تورم و"سیاه کاری" بچه های بانک مرکزی، آقای خامنه ای باید ازرئیس جمهور منتخب شخص خودش بسیار متشکر باشد.

پاریس - 13ژوئیه 2011